مقنعه - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 22:49
یکی بود یکی نبود مرضیه میهنی که از مطب خانم دکتر تارا تورج بچه بغل به خانه برگشته بود.......................... (داستان قبلی متخصص) به شدت تحت تاثیر حرف خانم دکتر بود................................احساس خجالت و حقارت می کرد............................. راست می گفت:...............................مقن...
ایده هایی برای زندگی7 - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 22:49
یکی بود یکی نبود انسان از دو نیمه یک سیب نمی تواند دو چوب داشته باشد. وجود آکنده از غرق شدن می شود اما چون خودش را نمی بیند فقط لذت می برد. جستجوی ابدی به کنجکاوی بشر موتور جستجوی گوگل هدیه داده تا از کنجکاوی اش خجالت نکشد و کلا راحت باشد. حق از تاریخ شکایت دارد که چرا همه چیز را درست کردی به جز سنگ...
واقعا؟ - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی نبود گفته بودم مهربان کارمند یه دانشکده مهم دریه دانشگاه مهم بود................................با خانم موسوی زاد پور مرادی .........در یک اتاق همکار بود................................... آن زن رفتار های عجیب و چندش آور زیادی داشت...................... بدخواهی به وضوح در چشمانش موج می ز...
دفاع - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی نبود مهربان به خواهرش ژیلا که مهندس ارشد عمران می خواند گفت: عزیزم لطف می کنی جلسه دفاع پایان نامه خودت و همسرت........................منو دعوت کنی؟............................ ژیلا و امیر ارسلان هردو دانشجوی ارشد بودند..........و همان جا آشنا شده بودند...............و ازدواج کرده بودند....
دختر خاله - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی نبود مهربان یه دختر خاله به نام بهاره گل گله داشت..............بهاره تک فرزند بود.................پایین شهر تهران زندگی می کردند..........................پدرش کار گر بود................و مادرش خانه دار.................... بهاره سی ساله و مجرد بود......................لیسانس ادبیات انگلیس...
دختر خاله 2 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی نبود فا یضه دختر خاله مهربان بود.......علاقه ی زیادی به رشته ی های پزشکی داشت......... چند سالی کوچکتر از مهربان بود.......... مهربان زودتر دانشگاه قبول شد.....رشته اش ریاضی وفیزیک بود ...................و اصلا به رشته های پزشکی علاقه نداشت.................................... برقو دوست د...
واقعا 2؟ - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی نبود گفته بودم تو داستان های قبلی همکارای مهربان توجه و علاقهی زیادی به غذا های مهربان نشان می دادند............................................ تو داستان های قبلی گفته بودم مهربان با همکارش موسویان دعوای شدیدی کردندو جای اتاقشر عوض شد................................................ تو ا...
دختر عمو 1 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی نبود مهربان یه دختر عمو به نام الهام داشت.................کاملا هم سن بودند....................مهربان دو ماه از الهام بزرگ بود................. مهربان خردادماه و الهام مردادماه به دنیا آمده بود.............................. پدر بزرگشان خدا بیامرز............می گفت مهربان نوه ی ارشد من اس...
عمو علی - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 22:24
یکی بود یکی بود مهربان یه عموی فوق العاده ماه و انسان داشت.......................................................................یعنی عاشق عمو علی اش بود................................ به اندازه یا زمان هایی بیشتر از پدر و مادرش اونو دوست داشت.................................... مهربان بغل عمو علی ...
ایده هایی برای زندگی 2 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:56
یکی بود یکی نبود تو گر م کولر از آتش سرما می خواهی .... در چمنزار یک درخت نبود...............چون چمن ها ادعا می کنند بدون چوب ایستاده اند............. عاشق در غرور به عشق می نازد نه معشوق............... کسی به فکر خنجر هایش نیست ............خنجر ها از پشت سر هرگز چشم به چشم رقیب نمی شوند...............
آقا - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:55
یکی بود یکی نبود مهربان مهر جو دختر جوانی شاغل در یک دانشکده مهم در یک دانشگاه مهم بود........ و با زنی به نام نیناز موسویان در یک اتاق همکار بودند...............هر دو مهندس کامپیوتر یعنی کارشناس کامپیوتر بودند...................................................... نیناز موسویان زنی ازدواج کرده و نه ...
ایده هایی برای زندگی 3 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:54
یکی بود یکی نبود تنها ترین رسوایی شایان چشم ها و فقط چشم هاست....................... برای نقابت نمی توانی نگاه بخری.......................... نادانی گناه نفهمیدن نیست.................طبیعت نفهمیدن است........................ حیات در مسیر جماعتش جامع و کامل می شود.............................
ایده هایی برای زندگی 4 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:53
یکی بود یکی نبود تراژدی همان نمایش اشک در آغوش چشم هاست که پنهان باران را بازی می کند. معصو مانه ماندن نفس را به هوا پس می دهد تا هوا منتی برای زندگی کردنش نگزارد. خدا بزرگتر از خواهش به ما نگاه می کند و کوچکتر از زایش می گوید راه ادامه دارد. گلی بود افسرده درحسرت خار خواری دیده تا شاید با خار بالا ...
حسابداری - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:52
یکی بود یکی نبود بهناز مولوی زنی خا نه دار و جا افتاده 60 .... 65 ساله بود.......پنج تا فرزند داشت...... حسین ..کیانوش....حسن.....محمود.....نرجس............ خواهر بهناز مریم ......یک شرکت بزرگ تولیدی داشت........ حسین و محمود و حسن و کیانوش ..............شرکت خاله کارمند واحد حسابداری بودند............
ایده هایی برای زندگی 6 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:51
یکی بود یکی نبود از زمانی توقع بخشش نداشته باش تا زمانی زندگی تصمیم بگیرد. چا لش چاله های زندگی نیفتادن از تمام چا له ها و از پل گذشتن است. وقتی از دگری داوری بخواهی به قضاوت مثل یه بازی دو تیم یازده نفره نگاه کن . کتمان واقعیت رجز بد خواهی است.
عیب نداره - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:50
یکی بود یکی نبود ساهره تدین و مهدی راوند زوجی کاملا حرفه ایی بودند.....تخصص بالایی در امور طراحی و نقشه برداری داشتند...... خدا به آن ها فر زندان دو قلو داده بود......یه پسر و دختر 22 ساله داشتند......... حنانه و هادی ................اما متاسفانه دختر و پسرشان هیچ کدام اهل درس نبودند...................
نا باوری - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:49
یکی بود یکی نبود آقای فتح اللهی دبیر ادبیات فارسی در دبیرستان ایی در یکی از شهرای استان خراسان رضوی بود....................... گه گاهی به مشهد سفر می کرد....................و کتاب می خرید..........................و از شاندیز دیدن و زیارت می کرد آقای ناصر فتح اللهی مجرد و 48 ساله بود....................
محله - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:48
یکی بود یکی نبود الهام فتحی زنی جوان دانشجو در دانشگاه بود................مهندسی کامپیوتر می خواند.................... از شهرستان همدان با خانواده خود به تهران مهاجرت کرده بود.................. در محله تهرانپارس تهران آپارتمانی چهل یا شصد متری رهن کرده بودن................. در دانشگاه با دختری جوان ...

برچسب‌های مرتبط

الیاس حضرتی | الیاس محمودی | الیاس علوی | الیاس نادران | الیاس کانتی | الیاس گهمن | الیاس شهنا | الیاس ایسار | الیاس علوی ویکی پدیا | ایده هایی برای جشن تولد بزرگسالان