یکی بود یکی نبود
الهام فتحی زنی جوان دانشجو در دانشگاه بود................مهندسی کامپیوتر می خواند....................
از شهرستان همدان با خانواده خود به تهران مهاجرت کرده بود..................
در محله تهرانپارس تهران آپارتمانی چهل یا شصد متری رهن کرده بودن.................
در دانشگاه با دختری جوان و پولدار به نام مهربان هم کلاس بود.................و بد بختانه هم گروه در پروژه پایان نامه........................
خانه مادربزرگ مهربان در محله ایی پایین تر از تهرانپارس بود.........پایین تر از جاده قم و صلح آیاد نبود.....................
جایی همین اطراف بود.............
مهربان و خانواده اش آنجا زندگی می کردند..................................................
الهام فتحی که بدجنس بود.................می گفت: تو که پولداره خانوادت چرا اونجا تو اون خرابه ها زندگی می کنید......
اونجا اسمش هرچیه؟.....................
میدون شاپوره؟
خیابون شاپوره؟
خیابان وحدت اسلامیه؟
خیابان مولویه؟
میدون اعدامه؟
میدون محمدیه است؟
مختاریه؟
میدون راه آهنه؟
شوشه اصلا؟؟؟؟؟
نه با با بازار میشینن.............خیابان سیروسه....
یعنی زن شهرستانی چپ و راست حال مهربون فوفولو می گرفت.....................
مهربان ناز نازی اصلا تو او ن با عا نبود....................................اعتماد به نفس یه بچه پولدارو داشت....................
اما اون زن یواش یواش تبدیل به یه هیا لای غیر قابل کنترل شد.................................
اون موقع که الهام فتحی تو یه خونه چهل متری .رهنی تو تهرانپارس چس می زد تو سر مهربان...........
خانواده مهربان در سال 79 خانه ویلایی چهار صد متری در جای خوبه تهرانپارس خریده بودند.....................................................و خالی مونده بود....................
تا سال 88 خودشون اونجا رفتن.....................................
هر چی مهربان با خنده می گفت ما خودمون تو تهرانپارس خونه ویلایی بزرگ داریم که خالییه .....................تازه عمو ام تو نیاوران خونه گرونی داره......................................
فقط خالی اند.............................
الهام فتحی بی رحمانه و شدادانه ...................مهربان را می کوباند......................
حرفای خیلی رکیکی می زد..........................
مثل اینکه جایی پیدا کرده بود عقده هاشو خالی کنه.........................
مهربان رو متهم به دروغگویی و فساد اخلاقی می کرد...................
....................................................................و بدتر از این حرفا.........................................
آخر الهام فتحی به آرزویش رسید و مهربان دچار یه مشکل اعصاب شد....................
و این طور از هم جدا شدند......................در حالی که روی پایان نامه آنها با خط زرین نوشته بود.................
الهام فتحی-شبنم پاشایی
برچسب: محله های تهران,محله برو بیا,محله چینی ها,محله های اصفهان,محله هرندی,محله عودلاجان,محله دروس,محله سنگ تراشون,محله های شیراز,محله های تبریز,
نویسنده: طاها اسماعیلی