خرید بک لینک

یکی بود یکی نبود

بهناز مولوی زنی خا نه دار و جا افتاده 60 .... 65 ساله بود.......پنج تا فرزند داشت......

حسین ..کیانوش....حسن.....محمود.....نرجس............

خواهر بهناز مریم ......یک شرکت بزرگ تولیدی داشت........

حسین و محمود و حسن و کیانوش ..............شرکت خاله کارمند واحد حسابداری بودند..................تا معتمد خاله باشند......................................................................................

نرجس هم واحد تولید مشغول بود..........................................................

کارمندان شرکت از نحوه عملکرد واحد حسابداری ناراضی بودند..............................

کارمندان حسابداری از نرم افزار های رایج حسابداری استفاده می کردند.......................................................................................................

کارمندان مدعی بودند............ در واریزی آن ها جابه جایی رخ می دهد............................

و حقوق ها اشتباها به حساب همدیگر ریخته می شود......................

مثلا حقوق آقای هاشمی به حساب خانم مقدسی ریخته می شود............................

به نظر می رسید نرم افزار حسا بداری دچار مشکل بوده باشد.............................

چون شرکت شماره پرسنلی نداشت..........................و فقط روی اسم و فامیل ........واریزی داشت..............................................................

کارمندان فکرشان به اینجا ها نمی رسید که نرم افزار خراب است...................

فکر می کردند..................فامیلای خانم مریم شاهدوستی یعنی فامیلای رییس شرکت...................

زد و بند دارند و ...............بخور و بخور دارند..............

و حقوق آن ها را جاب جا می دهند...................و غیره.........................................

مریم خاله هم نمی تونه کاری کنه.........................

کارمندا تصمیم گرفتند این قضیه رو پی گیری کنند..............................................................................................

برچسب: حسابداری,حسابداری مالی,حسابداری صنعتی,حسابداری هلو,حسابداری پارمیس,حسابداری پیمانکاری,حسابداری تعهدی,حسابداری پارسیان,حسابداری آنلاین,حسابداری شخصی, نویسنده: طاها اسماعیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 3:52

صفحه بندی