خرید بک لینک

یکی بود یکی نبود

مهربان به خواهرش ژیلا که مهندس ارشد عمران می خواند گفت: عزیزم لطف می کنی جلسه دفاع پایان نامه خودت و همسرت........................منو دعوت کنی؟............................

ژیلا و امیر ارسلان هردو دانشجوی ارشد بودند..........و همان جا آشنا شده بودند...............و ازدواج کرده بودند..................

مهربان خیلی دوست داشت جلسه دفاع پایان نامه شرکت کند.......................................................................

علتش هم این بود............................وقتی دانشجوی ترم آخر مهندسی نرم افزار بود.......................................

دچار مشکلاتی با هم کلاسی اش الهام فتحی شده بود...........................................

......................................................................

..............................................................

و در حالیکه اون دچار بیماری شده بود...................................بیرحمانه از حضور در جلسه دفاع از پا یان نامه اش

محروم ماند و آن زن که هم گروه مهربان بود..............................به تنهایی از پا یان نامه به جای او دفاع کرد..........................................................

برچسب: دفاع شخصی,دفاع مقدس,دفاع شخصی بانوان,دفاع خطی,دفاع فوتبال,دفاع چپ استقلال,دفاع شخصی خیابانی,دفاع شخصی حرفه ای,دفاع شخصی چاقو,دفاع شخصي, نویسنده: طاها اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 22:24

صفحه بندی