یکی بود یکی نبود
مهربان به خواهرش ژیلا که مهندس ارشد عمران می خواند گفت: عزیزم لطف می کنی جلسه دفاع پایان نامه خودت و همسرت........................منو دعوت کنی؟............................
ژیلا و امیر ارسلان هردو دانشجوی ارشد بودند..........و همان جا آشنا شده بودند...............و ازدواج کرده بودند..................
مهربان خیلی دوست داشت جلسه دفاع پایان نامه شرکت کند.......................................................................
علتش هم این بود............................وقتی دانشجوی ترم آخر مهندسی نرم افزار بود.......................................
دچار مشکلاتی با هم کلاسی اش الهام فتحی شده بود...........................................
......................................................................
..............................................................
و در حالیکه اون دچار بیماری شده بود...................................بیرحمانه از حضور در جلسه دفاع از پا یان نامه اش
محروم ماند و آن زن که هم گروه مهربان بود..............................به تنهایی از پا یان نامه به جای او دفاع کرد..........................................................
برچسب: دفاع شخصی,دفاع مقدس,دفاع شخصی بانوان,دفاع خطی,دفاع فوتبال,دفاع چپ استقلال,دفاع شخصی خیابانی,دفاع شخصی حرفه ای,دفاع شخصی چاقو,دفاع شخصي,
نویسنده: طاها اسماعیلی