خرید بک لینک

یکی بود یکی بود

مهربان یه عموی فوق العاده ماه و انسان داشت.......................................................................یعنی عاشق عمو علی اش بود................................

به اندازه یا زمان هایی بیشتر از پدر و مادرش اونو دوست داشت....................................

مهربان بغل عمو علی اش زبان باز کرد..............................................

مهربان بغل عمو علی اش تو اتوبان کودک و پارک و شهر بازی ها می گشت...............

مهربان بغل عمو علی اش شیرینی تولد برادرش امیر رو خرید......................

مهربان بغل عمو علی اش عاشق شیرینی خامه ای و رولت شد............................

مهربان بغل عمو علی اش بزرگ شد..........................

مهربان دست در دست عمو علی دامادی عمو یش را جشن گرفت..................

مهربان جشن عروسی عمو علی دامن سفید و زیبا پوشید و می رقصید ...........همه می گفتن مثل عروسک می مونه.................... اون موقع پنج سالش بود...............یا نه بیشتر هفت ساله بود.....امیر دوساله بود.......................

یادم نمی یاد..............................شاید خواهرم رو مادرم باردار بود..................

مهربان بغل عمو علی ...............تشویق می شد درس را جدی بخواند و دانشگاه فقط کامپیوتر بخواند......................

مهربان بغل عمو علی ...........به نمایشگاه جی تی اکس کامپیوتر دوبی رفت و عاشق کامپیوتر شد........................

مهربان بغل عمو علی ....................عطر آزورا را از دوبی هدیه گرفت و هر وقت دلش عمو علی را می خواست اونو بو می کرد..................................

مهربان بغل عمو علی .....................قبول کرد صبح زود ساعت شش سر کار برود و روی پای خودش بایستد........

مهربان بغل عمو علی یاد گرفت..................بی خیال شبنم.............ما پولداریم...............گیر به محله نده....................

میریم بالاشهر......................این قدر حرص حرفای مردو مو نخور.............................مگه چیزی کم و کسر داری؟

مهربان بغل عمو علی یاد گرفت...........اون یه پاشاییه.................................

مهربان بغل عمو علی یاد گرفت...............................اون به ازدواجش هیچ وقت کاری نخواهد داشت............................

عمو علی ثابت کرد از ازدواج نکردن شبنم حمایت می کند..........................

مهربان بغل عمو علی ..........................شاعر شد.......................

غزل را گفتم غزل یعنی علی پاشایی

آرزوی سلامت و سلامت و سلامت و باز هم سلامت و طول عمر برای عمو علی ام دارم.

برچسب: عمو علی,عمو علی سندی,عمو علیرضا,عمو علی انصاریان,عمو علي,عمو علي جيراني,عمو علي عنده جاموسة,عمو علي عنده حمار,علیرضا عموعابدینی,عمو علي عندو حمار, نویسنده: طاها اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 22:24

صفحه بندی