
امیدی برای کبو تر شدن انتهای یک قمری بود که از کنار قدم من پرواز نمی کرد. لا لا لا لا را آواز ساختن شد لابراتور لا لا لا لا برا تو ق. می گویند زیاده هایی که می خواهی وقتش آینده است گفتم زیاده خواهی نیست ریاضی خواهی ست. درعمق تاریکی زنی به نام ستاره نترسید مهتاب و شبنم دیگری را خواهر بزاید. ا ...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبودگل غصه گلدان ندارد از نبودن شیشه ی شفاف دور خودش شکایت دارد.مریم را هرس کردند گفت مشاطه خطا انگیزد.دیدارها میسر نشود تا امکان ها وجود یابد.انگیزه جرم خودخواهی است نه خودشیفتگی....
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود مزرعه از عاقبت به خیری تمساح های خاکی بذری نکاشته است. گوشواره ی تن پوش گوشت را به جز در آینه در جای دیگری نمی بینی. همیشه به هوای غصه ی هنوز هنوز فکر نکرده است. جانان جهان بی جام رویت از مکه تا تهران راضی به دیدنت هستم....
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود آفاق را پرسیدن چرا آفاق شدی؟ گفت از برای آی با کلاه در جستجوی یک نقطه. رضوان و طوبی دیدم . گفت بگو من را ندیدی گفتم چرا؟ گفت ندیده بپسندند زیباتر است. گفت: از شاخه به شاخه پریدم گفتم: من از انسان به انسان گریختم. گفت: از وضو تا محراب طواف کعبه کردم تا یاد گرفتم حرف را هرف ببینم....
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود کم کم های کمبود هایت کم کم کارون می شود و حیف است رود کامروا شود. روی دو پا با دو دست امید دو بال ؟ اتهام تهمت متهم ندارد. لا به لای لو لای در بی در احساس ایستادن با شکوه است....
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود تو را به رویا وقتی دست در دست رویا گم بودم پیدا کردم. تو به جاذبه ی یک عشق مهران را برای مهربان با یک ب باران کردی. تو رعد و برق ندانستن در شر شر دانستن غوطه وری. تو قدم قدم اقدام غمی که بی قسمی. ...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود انسان از دو نیمه یک سیب نمی تواند دو چوب داشته باشد. وجود آکنده از غرق شدن می شود اما چون خودش را نمی بیند فقط لذت می برد. جستجوی ابدی به کنجکاوی بشر موتور جستجوی گوگل هدیه داده تا از کنجکاوی اش خجالت نکشد و کلا راحت باشد. حق از تاریخ شکایت دارد که چرا همه چیز را درست کردی به جز سنگ را؟ ...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود تو گر م کولر از آتش سرما می خواهی .... در چمنزار یک درخت نبود...............چون چمن ها ادعا می کنند بدون چوب ایستاده اند............. عاشق در غرور به عشق می نازد نه معشوق............... کسی به فکر خنجر هایش نیست ............خنجر ها از پشت سر هرگز چشم به چشم رقیب نمی شوند..................... ...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود تنها ترین رسوایی شایان چشم ها و فقط چشم هاست....................... برای نقابت نمی توانی نگاه بخری.......................... نادانی گناه نفهمیدن نیست.................طبیعت نفهمیدن است........................ حیات در مسیر جماعتش جامع و کامل می شود............................. ...
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود تراژدی همان نمایش اشک در آغوش چشم هاست که پنهان باران را بازی می کند. معصو مانه ماندن نفس را به هوا پس می دهد تا هوا منتی برای زندگی کردنش نگزارد. خدا بزرگتر از خواهش به ما نگاه می کند و کوچکتر از زایش می گوید راه ادامه دارد. گلی بود افسرده درحسرت خار خواری دیده تا شاید با خار بالا تر دیده شود....
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود از زمانی توقع بخشش نداشته باش تا زمانی زندگی تصمیم بگیرد. چا لش چاله های زندگی نیفتادن از تمام چا له ها و از پل گذشتن است. وقتی از دگری داوری بخواهی به قضاوت مثل یه بازی دو تیم یازده نفره نگاه کن . کتمان واقعیت رجز بد خواهی است....
ادامه مطلب