یکی بود یکی نبود
تو را به رویا وقتی دست در دست رویا گم بودم پیدا کردم.
تو به جاذبه ی یک عشق مهران را برای مهربان با یک ب باران کردی.
تو رعد و برق ندانستن در شر شر دانستن غوطه وری.
تو قدم قدم اقدام غمی که بی قسمی.
برچسب: ایده هایی برای جشن تولد بزرگسالان,ایده هایی برای جشن تولد,ایده هایی برای سفره هفت سین,ایده هایی برای شب یلدا,ایده هایی برای ولنتاین,ایده هایی برای سالگرد ازدواج,ایده هایی برای کسب و کار,ایده هایی برای تولد,ایده هایی برای اختراع,ایده هایی برای سورپرایز تولد,
نویسنده: طاها اسماعیلی