داستان کوتاه

متن مرتبط با «آیا واقعا 2012 پایان دنیاست» در سایت داستان کوتاه نوشته شده است

واقعا؟

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود گفته بودم مهربان کارمند یه دانشکده مهم دریه دانشگاه مهم بود................................با خانم موسوی زاد پور مرادی .........در یک اتاق همکار بود................................... آن زن رفتار های عجیب و چندش آور زیادی داشت...................... بدخواهی به وضوح در چشمانش موج می زد....................................... مهربان با غذا خوردن در اتاق با موسوی زاد مرادی مشکل داشت................................... به شدت به غذایی که مهربان می خورد حساس بود............................ به غذا هاش نگاه می کرد..................... پیفی بود شدیدا..........................................با فرهنگ اون دختر جوان اصلا سازگار نبود................... زن پولداری بود....

    ادامه مطلب
  • واقعا 2؟

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود گفته بودم تو داستان های قبلی همکارای مهربان توجه و علاقهی زیادی به غذا های مهربان نشان می دادند............................................ تو داستان های قبلی گفته بودم مهربان با همکارش موسویان دعوای شدیدی کردندو جای اتاقشر عوض شد................................................ تو اتاق جدید توجه از غذای مهربان کم نمی شد.............................. مهربان جریت نمی کرد از خونه غذا ببرد........................................... هیچی از رستورانا و فست فودی های محل غذا سفارش می داد.................................................................... بوفهی اداره رو که نگو؟........................................ مهربا ن از کجا غذا می گیره؟ از پنگوین؟ ....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چرا واقعا؟ | آیا واقعا 2012 پایان دنیاست |