داستان کوتاه

متن مرتبط با «مقنعه طرح دار» در سایت داستان کوتاه نوشته شده است

مقنعه

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود مرضیه میهنی که از مطب خانم دکتر تارا تورج بچه بغل به خانه برگشته بود.......................... (داستان قبلی متخصص) به شدت تحت تاثیر حرف خانم دکتر بود................................احساس خجالت و حقارت می کرد............................. راست می گفت:...............................مقنعه اش واقعا کثیف بود................................................................................راستش همین یه مقنعه رو داشت.............................................................................. چون هر وقت مانتو می پوشه این مقنعه رو سر می کنه........................................ همیشه روسری مشکی زیر چادر سر می کنه................................................... اون دفعه چادر سر نک...

    ادامه مطلب
  • حسابداری

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود بهناز مولوی زنی خا نه دار و جا افتاده 60 .... 65 ساله بود.......پنج تا فرزند داشت...... حسین ..کیانوش....حسن.....محمود.....نرجس............ خواهر بهناز مریم ......یک شرکت بزرگ تولیدی داشت........ حسین و محمود و حسن و کیانوش ..............شرکت خاله کارمند واحد حسابداری بودند..................تا معتمد خاله باشند...................................................................................... نرجس هم واحد تولید مشغول بود.......................................................... کارمندان شرکت از نحوه عملکرد واحد حسابداری ناراضی بودند.............................. کارمندان حسابداری از نرم افزار های رایج حسابداری استفاده می کردند....

    ادامه مطلب
  • عیب نداره

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود ساهره تدین و مهدی راوند زوجی کاملا حرفه ایی بودند.....تخصص بالایی در امور طراحی و نقشه برداری داشتند...... خدا به آن ها فر زندان دو قلو داده بود......یه پسر و دختر 22 ساله داشتند......... حنانه و هادی ................اما متاسفانه دختر و پسرشان هیچ کدام اهل درس نبودند............................ یه دیپلم زورکی گرفته بودند................و با پول تو جیبی های زیادی که از مادر و پدرشان می گرفتند........ به خوش گذرانی و پارتی گردی می پرداختند....................................... سا هره و مهدی به شدت حرص بچه هاشون رو می خوردن................. آیندشون چی میشه؟................. ازدواج هم نمی ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مقنعه لبنانی | مقنعه های جدید | مقنعه کرواتی | مقنعه چانه دار | مقنعه دانشجویی | مقنعه بروجرد | مقنعه طرح دار | مقنعه طرح شبنم | مقنعه جدید | حسابداری مالی