
یکی بود یکی نبود آقای فتح اللهی دبیر ادبیات فارسی در دبیرستان ایی در یکی از شهرای استان خراسان رضوی بود....................... گه گاهی به مشهد سفر می کرد....................و کتاب می خرید..........................و از شاندیز دیدن و زیارت می کرد آقای ناصر فتح اللهی مجرد و 48 ساله بود......................... با مادر پیر 88 ساله اش در همان شهرستان زندگی می کرد............خیلی دوست داشت برود مشهد و آنجا تدریس کند و همان جا زندگی کند........................ اما نمی توانست مادر ناتوانش رو رها کند.................................................. گذشت.............................................................. گذشت.......................................................... گذشت.....
ادامه مطلب