
یکی بود یکی نبود ستاره کسری مهندس معدن بود.زنی چهل و دو سه ساله.....در یک وزارتخانه به عنوان کارشناس کار می کرد. یک دختر به نام مهتاب داشت......... مهتاب سه ساله بود .......که شوهرش یه بچه دیگه می خواست........... ستاره کسری با یه دختر جوان و مجرد همکار بود............. مهربان دختری جوان و تحصیل کرده و مهندس کامپیوتر بود.........................در همان جا..... ستاره کسری به شدت حسادت اخلاق و رفتارو زیبایی و موقعیت خانوادگی و موقعیت خودمهربان را می کرد................................................... بدجنسی های شدید داشت................برایش تعجب آور بود مهربان که دختری ظریف و زیباست چرا مثل خودش و ز...
ادامه مطلب