داستان کوتاه

متن مرتبط با «گل ناز من» در سایت داستان کوتاه نوشته شده است

بیتا گل محمدی

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود بیتا گل محمدی زنی فلج بود که روی ویلچر زندگی می کرد................................ حدودا 60 ساله............................. حقوق بازنشستگی پدر خدا بیامرزش رو که کارمند شهرداری بود رو می گرفت................................................ به شدت احساس افسردگی می کرد..........................هیچ کاری هم بلد نبود.................................. اوقاتش رو با تلوزیون .......................می گذراند......................................................... به شدت به ازدواج علاقه داشت.......................................................... فکر می کرد از حق بزرگی محروم شده........................................................ همیشه تصور یه همسرو داشت..........................

    ادامه مطلب