داستان کوتاه

متن مرتبط با «آقای خط کرمونی» در سایت داستان کوتاه نوشته شده است

آقای رسول طریق پور

  • نیلوبلاگ

    یکی بود یکی نبود رسول طریق پور مردی میانسال در شهر چا بهار زندگی می کرد.................................... وضعیت مالی خوبی داشت........................................ سه دختر داشت........................... دختر بزرگش لیدا شوهرکرده بود و در اصفهان زندگی می کرد............................... دختر دومش آرزو رشته زیست شناسی دانشگاه در شهر تهران قبول شده بود..................... باید می رفت تهران...........................رسول طریق پور نمی توانست کار و زندگی اش را ول کند................و برود تهران...............................از طرفی دخترش عاشق تهران بود................................... برایش سخت بود دخترش در تهران تنهایی زندگی کند..................................

    ادامه مطلب